ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

21

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) ديده شد و چون از او پرسيدند ، فرمود : اين جامه قلب را فروتن مىكند و مؤمن هم از آن پيروى مىكند . فضل بن دكين از حرّ بن جرموز ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * على ( ع ) را ديدم كه از دار الخلافة بيرون آمد ، در حالى كه دو جامه قطرى بر تن داشت . ازارى كه تا نيمه ساق پايش بود و ردايى كه كمرش را بسته و نزديك ازارش بود و همراه او تازيانه‌اش بود كه در بازارها حركت مىكرد و كسبه را دستور مىداد از خدا بپرهيزند و نيكو معامله كنند و مىفرمود : « تمام كنيد پيمانه و ترازو را [ 1 ] » و مىگفت بر گوشت ندميد ( باد مكنيد ) . فضل بن دكين از سعيد بن عبيد ، از على بن ربيعه نقل مىكند كه مىگفته است * على ( ع ) را در حالى ديدم كه دو برد قطرى بر تن داشت . فضل بن دكين از حميد بن عبد اللَّه بن اصمّ نقل مىكند كه مىگفته است * از فرّوخ آزاد كردهء خاندان اشتر شنيدم كه مىگفت : در حالى كه كودك بودم على ( ع ) را در محله بنى ديوار ديدم فرمود : مرا مىشناسى ؟ گفتم : آرى تو امير المؤمنينى . فروشنده ديگرى آمد به او گفت : مرا مىشناسى ؟ گفت : نه . پيراهنى كهنه و ارزان از او خريد و آن را پوشيد . آستين پيراهن را كشيد و تا سر انگشتانش رسيد به فروشنده فرمود : كمى آن را كوتاه كن و چنان كرد و فرمود : سپاس خداوندى را كه بر على بن ابى طالب جامه پوشاند . فضل بن دكين از ابو سليمان ايوب بن دينار مكتب ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * على ( ع ) را در حالى كه در بازار راه مىرفت ديدم كه ازارى بر تن داشت كه تا نيمه ساقهاى پايش مىرسيد و بردى هم بر دوش خود افكنده بود . گويد : گاهى هم بر تن او دو برد نجرانى مىديدم . فضل بن دكين از عبد الجبار بن مغيره ازدى ، از قول ام كثيرة نقل مىكند كه مىگفته است * على ( ع ) را ديدم در حالى كه چوبدستى در دست داشت و ردايى از كنف و پيراهن و ازارى كرباسى بر تن داشت كه ازار و پيراهنش تا نيمه ساقهاى پايش بود . خالد بن مخلد از سليمان بن بلال ، از جعفر بن محمد ( ع ) ، از پدرش نقل مىكند * على ( ع ) در حالى كه تازيانه به دست داشت در بازار مىگشت . پيراهنى كنفى براى او آوردند كه چون آن را پوشيد آستين آن بلند بود . دستور فرمود كوتاه كردند آن چنان كه

--> [ 1 ] . بخشى از آيهء 85 سورهء هفتم - اعراف - م .